خطايى ، على اكبر
323
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
و بيست و يكم رجب به شهر قامل رسيدند و درين شهر امير فخر الدين مسجد عالى 51 و معبد متعالى ساخته 52 و در غايت تكلّف پرداخته بود ، و كافران نزديك مسجد بتخانهاى داشتند كه 53 بر اطراف آن بتان خرد و بزرگ به صور بديع نگاشته بودند ، و بر در بتخانه صورت دو ديو بر يكديگر حمله نمودند 54 ، و منگلى تيمور بايرى 55 جوانى صاحب جمال 56 حاكم قامل بود . و از آنجا بيست و پنج ، راه چول و باديه قطع كرده به هردو روز آب مىيافتند 57 . و دوازدهم ماه شعبان 58 در اثناء بيابان به شير 59 و گاو قطاس 60 دوچار شدند و آنجا گاو چنان بزرگ مىشود كه گويند نوبتى سوارى را از پشت زين به سرشاخ ربود و مدّتى بر سر شاخ او بود ، مصراع : « باشد سخنى غريب اگر راست بود » . و چهاردهم شعبان به منزلى رسيدند كه [ از ] 61 آنجا تا 62 سكجو 63 كه اوّل شهر خطاست ده روز راه چول بود 64 ، جمعى خطاييان 65 خبر ايلچيان يافته به موجب فرمان 66 استقبال نمودند . به يك روز در مرغزارى صفّهء عالى ساخته 67 و سايبانها افراخته 68 و شيرهها و صندليها نهاده و خوردنيهاى قاز 69 و مرغ و گوشت پخته و ميوههاى خشك و تر بر طبقهاى چينى ترتيب داده بودند و زبر 70 سر هر شيره 71 نخلى بسته و سبزيها و خوانها آراستند 72 . و در آن بيابان طويى مرتب ساختند كه در شهرها ميّسر نشود ، و چون از طعام فارغ شدند انواع مسكرات 73 در كار آوردند ، و همه كس را 74 گوسفند و آرد و جو و ما يحتاج دادند 75 ، و اينها را به احترام تمام پيش ايلچيان فرستادند 76 . و نسخه گرفتند 77 كه ايلچيان هركس چند نفر نوكر دارد 78 ، و داجيان حجّت گرفتند كه زيادت نگويند كه هركس 79 كه دروغگوى شد او را وقعى نمىماند و بازرگانان در سلك نوكران منتظم شده 80 خدمت مىكردند و نسخه به اين تفصيل بود : امير شادى خواجه و كوكجه دويست نفر ، سلطان احمد و غياث الدين صد و پنجاه نفر ، ارغداق 81 شصت نفر ، اردوان پنجاه نفر ، تاج الدين 82 پنجاه نفر ، و ايلچيان 83 ميرزا الغ بيگ رفته بودند 84 و قاصدان 85 ميرزا ابراهيم سلطان هنوز نرسيده . و شانزدهم شعبان ايلچيان را خبر كردند [ 335 ب ] كه امروز دانكداجى 86 كه حاكم آن سرحدّست 87 طوى پادشاهانه 88 مىدهد . ايلچيان به يورت او آمدند 89 . و خطاييان به صورت مربّع فرود آيند ، طناب در طناب ، چنانچه هيچ آفريده به